در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «چه زود گذشت» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
وای خدای من اینجا رو خیلی دوست داشتم و کلی از وقتم رو اینجا با نوشتن شیرین زبونی طه میگذروندم الان با حسین کوچولو نشستیم و داریم تک تکشون رو مرور میکنیم وچقد دلتنگ اون روزای ناب هستم چه زود گذشت قدر لحظات رو باید دونست
برچسب:
نویسنده: ماهان زارعینیا
در این گزارش به بررسی کامل «روزای خاکستری» میپردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
یادت بخیر وبلاگ نویسی چقد وقت داشتیم برای تایپ کردن چه شوقی الان همش دست به اینستا هزار کوفت و زهر مار دیگه ولی اینجا احساس بینظیری داشتیم من و مریمیطه و حسین هم که سرگرم بازی رایانه و از این به اون یکی خودشون سرگرم میکنن ا
برچسب:
نویسنده: ماهان زارعینیا
در این گزارش به بررسی کامل «» میپردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
سلام به عزیزای دل من محمدطه و حسیناینروزا که مشغول درس و مشق بچه هاییم و درکنارتون بهترین لحظات طی میشهممنونم که هستیدخدا رو شکر طه امتحانانتش رو عالی داد و جز اولین و بالاترین نمرات کلاس رو گرفتحسین هم که نیمه سوادی یاد گرفت و خوب پیش
برچسب:
نویسنده: ماهان زارعینیا
برچسب:
نویسنده: ماهان زارعینیا
برچسب:
نویسنده: ماهان زارعینیا
وای خدای من اینجا رو خیلی دوست داشتم و کلی از وقتم رو اینجا با نوشتن شیرین زبونی طه
میگذروندم
الان با حسین کوچولو نشستیم و داریم تک تکشون رو مرور میکنیم وچقد دلتنگ اون روزای ناب هستم
چه زود گذشت قدر لحظات رو باید دونست
برچسب:
نویسنده: ماهان زارعینیا
آخر شبی نشسته بودیم با بچه ها مشغول خوردن تنقلات بودیم که طه از قبل که اینجا مامان فوتبال میکردیم و خیلی خوب بود که حسین هم میگفت منم بودم

که بهش گفتم نه تو دل مامان بودی
که میگفت نه من (اون بالا بودم )و اینم یکی از اون حرفای محمد حسین که برامون جالب بود که یه بچه چطور میتونه بگه من اون بالا بودم
برچسب:
نویسنده: ماهان زارعینیا
برچسب:
نویسنده: ماهان زارعینیا
برچسب:
نویسنده: ماهان زارعینیا


که جز خدا در باور هیچکس نگنجد...
بذر خوشبختی را کاشته ایم
برای جوانه زدن تو آبیاریش کن
روزی درختی تنومند خواهد شد
برچسب:
نویسنده: ماهان زارعینیا
سلام عزیز ای دل مادر طه و حسین جانمدر پناه یگانه معبود سلامت و شاد باشه تمام لحظههای زندگیتان
شاکرم از خدای مهربانی که :
شما نازنین ترین ها رو به من داد تا با شما و در کنارتون بهترین لحظه های زندگیم رو حس کنم
سپاس
سپاس
سپاس
این روز ای محمدطه که مشغول یادگیری درسه و کتاب و تلاش کرد و این دو ماه کارنامه درخشانی
داشت عالیه تلاش و پشت کارت عزیزم موفق باشی( الهی امین)
حسین کوچولو هم همش دنبال ریخت و پاش خونه ست منم در حال تمیز کردن اونا
زیاد حرف که نمیزنی فقط بابا آب سجاد و...رو یاد گرفتی جز مامان گفتن رو
داداش طه هم بعضی وقتا برات کلاس میداره تا بتونی یاد ب
سلام خوبیدطه من وقتی نیستی خیلی دلم برات تنگ میشه از اینکه این چند ساعته رو پیشت نیستمروزگاره داره میگذره به سرعتوقتی با همیم نگاه به ساعت که میندازی به سرعت تمام طی شده منم که شاکی که این ساعتا چرا اینجورین انگار جا موندن برا رفتن و تمام شدنروزا قبل ظهر با حسینم میگذره و خوب هم میگذره اونم از دیدنت وقتی میای خیلی خوشحال میشه و بعدش دوتایی دست به یکی میشید برا ریخت و پاش خونه ؛ که البته به نظر خودم وسواس گرفتم و دائم در حال تمیز کردنمعزیزای من مامان خیلی دوستون داره ونفسای من هستید
محمد حسین بسیار شیطون دستش رو شکوند و بادیدنش حالم گرفته میشه به نظرم هم خیلی ضعیف شده طه من
جون من
تو را سپاس ای مهربانم تورا دوست میدارم ای بهترینم
تو حق حقی و بقیه در مقابل بزرگیت هیچ اند

تو خوبی ما کم لطفیم در برابر تو
دوستت دارم و دوستت میدارم
ای نازنین پرودگارم
برچسب: مهربانان,
نویسنده: ماهان زارعینیا
سلام علیک طه و حسین جان مامان فدای هر دوی شما باشه روزای بود که طی شدن و
خیلی دوستون دارم و دوس دارم همیشه هوای هم رو داشته باشید و پشت هم باشید
طه که خوبه و اقایی میکنه حسین هم در تلاشه برا حرف زدن
بعضی وقت با هم درگیر میشید و دیدن اون لحظه جالبه خیلی
حسین که به نظر بقیه دیر حرف زدن یاد گرفته و فعلا تا صدای در میاد بدو میری و با با میکنی و منم فعلا ما میگی
بچه ها خیلی بی ازارند و خوبند
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
برچسب: عید,
نویسنده: ماهان زارعینیا