
روزا قبل ظهر با حسینم میگذره و خوب هم میگذره اونم از دیدنت وقتی میای خیلی خوشحال میشه و بعدش دوتایی دست به یکی میشید برا ریخت و پاش خونه ؛ که البته به نظر خودم وسواس گرفتم و دائم در حال تمیز کردنم
عزیزای من مامان خیلی دوستون داره ونفسای من هستید

محمد حسین بسیار شیطون دستش رو شکوند و بادیدنش حالم گرفته میشه به نظرم هم خیلی ضعیف شده
طه من
جون من
ارشد خونه شاه خونه
خسته درس نباشی واقعا یه مرد به تمام هستی 
مادر بفدای قد بالای شما دوستتان دارم

(یلدای امسال هم بودیم کنار بهترین ها ،الهی همیشه باشند برقرار پایدار)