
در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «چه زود گذشت» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. وای خدای من اینجا رو خیلی دوست داشتم و کلی از وقتم رو اینجا با نوشتن شیرین زبونی طه میگذروندم الان با حسین کوچولو نشستیم و داریم تک تکشون رو مرور میکنیم وچقد دلتنگ اون روزای ناب هستم چه زود گذشت قدر لحظات رو باید دونست...
ادامه مطلب
در این گزارش به بررسی کامل «روزای خاکستری» میپردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. یادت بخیر وبلاگ نویسی چقد وقت داشتیم برای تایپ کردن چه شوقی الان همش دست به اینستا هزار کوفت و زهر مار دیگه ولی اینجا احساس بینظیری داشتیم من و مریمیطه و حسین هم که سرگرم بازی رایانه و از این به اون یکی خودشون سرگرم میکنن ا...
ادامه مطلب
یادت بخیر وبلاگ نویسی چقد وقت داشتیم برای تایپ کردن چه شوقی الان همش دست به اینستا هزار کوفت و زهر مار دیگه ولی اینجا احساس بینظیری داشتیم من و مریمیطه و حسین هم که سرگرم بازی رایانه و از این به اون یکی خودشون سرگرم میکنن این کرونای خاک به سر هم یه معضلی شده تو مملکت که نپرس فقط امیدوارم ختم بشه هرچه زودترحالا خوب شد ای فیلیمو بدادمون رسید و سرگرم شدیم وگرنه تو خونه موندن خیلی سختههروزا دارن میگذرن و این ماییم که از ثانیه ها جا می مونیمحسین و دادش طه با هم خوبن و هم دیگه رو دوست دارند و اما حسین بیشتر احساسش رو نشون میدهمن خدا رادوست دارم وبا وفاتر از او سراغ ندارمبه امید روزهای روشنتر برای همه ی عزیزانم + نوشته شده در جمعه سوم بهمن ۱۳۹۹ ساعت 23:20 توسط مامان ...
ادامه مطلب
وای خدای من اینجا رو خیلی دوست داشتم و کلی از وقتم رو اینجا با نوشتن شیرین زبونی طه میگذروندم الان با حسین کوچولو نشستیم و داریم تک تکشون رو مرور میکنیم وچقد دلتنگ اون روزای ناب هستم چه زود گذشت قدر لحظات رو باید دونست...
ادامه مطلب
آخر شبی نشسته بودیم با بچه ها مشغول خوردن تنقلات بودیم که طه از قبل که اینجا مامان فوتبال میکردیم و خیلی خوب بود که حسین هم میگفت منم بودم که بهش گفتم نه تو دل مامان بودی که میگفت نه من (اون بالا بودم )و اینم یکی از اون حرفای محمد حسین که برامون جالب بود که یه بچه چطور میتونه بگه من اون بالا بودم...
ادامه مطلب
سلام ماه تمام من طه و حسین جان( جدیدا هم بهم میگی مامان جان)مامان بفدای قدوبالای دوتای شماروزا خوبند ودارن بسرعت برق باد میگدره انگاری خیلی عجله دارن برای رفتنحسین هم انس گرفته با آقاش و مادرش کلا باید برا دیدنش وقت بگیری شبا دلم برای کنارم خوابیدنش تنگ میشه و بیقرارش میشم(مامان فدات شه)حسین جدیدا علاقه زیادی به گرفتن عکس شده و هر کاری میکنی و حرف میزنی ازمو...
ادامه مطلب
سلام عزیز ای دل مادر طه و حسین جانمدر پناه یگانه معبود سلامت و شاد باشه تمام لحظههای زندگیتان شاکرم از خدای مهربانی که : شما نازنین ترین ها رو به من داد تا با شما و در کنارتون بهترین لحظه های زندگیم رو حس کنم سپاس سپاس سپاس این روز ای محمدطه که مشغول یادگیری درسه و کتاب و تلاش کرد و این دو ماه کارنامه درخشانی داشت عالیه تلاش و پشت کارت عزیزم موفق باشی( الهی امین) حسین کوچولو هم همش دنبال ریخت و پاش خونه ست منم در حال تمیز کردن اونا زیاد حرف که نمیزنی فقط بابا آب سجاد و...رو یاد گرفتی جز مامان گفتن رو داداش طه هم بعضی وقتا برات کلاس میداره تا بتونی یاد ب...
ادامه مطلب
سلام خوبیدطه من وقتی نیستی خیلی دلم برات تنگ میشه از اینکه این چند ساعته رو پیشت نیستمروزگاره داره میگذره به سرعتوقتی با همیم نگاه به ساعت که میندازی به سرعت تمام طی شده منم که شاکی که این ساعتا چرا اینجورین انگار جا موندن برا رفتن و تمام شدنروزا قبل ظهر با حسینم میگذره و خوب هم میگذره اونم از دیدنت وقتی میای خیلی خوشحال میشه و بعدش دوتایی دست به یکی میشید برا ریخت و پاش خونه ؛ که البته به نظر خودم وسواس گرفتم و دائم در حال تمیز کردنمعزیزای من مامان خیلی دوستون داره ونفسای من هستید محمد حسین بسیار شیطون دستش رو شکوند و بادیدنش حالم گرفته میشه به نظرم هم خیلی ضعیف شده طه من جون من ...
ادامه مطلب
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید. ...
ادامه مطلب
سلام قهرمان کوچولوی ما طه عزیزم بلآخره نتیجه زحمتت رو که تابستون کشیدی رو دیدی و دعوتمون کردن تا جشن قشنگ قهرمانیت برگزار کنند ...
ادامه مطلب
خدا رو بازم شکر میکنم که این فرشته ها رو تو زندگی ما قرار داده تا با وجودشان خونمون جنب جوش توش باشه خدا جونم هر چی که داریم از سر لطف توست باز هم سپاسگزار م معبود من محمد حسین مامان این روزا داره راه رفتن تجربه میکنه و ما هم با هر گامی که بر میداره ذوق میکنیم تشویق میشه برا بهتر رفتن ماشاالله حسابی اذیت کاره میاد عسلی از زیر میز می کشه بیرون و از روش می ره بالا و میشینه رومیز ...
ادامه مطلب
عزیز دلم طه جون شاگرد ممتاز کلاس شد و تونست سال تحصیلی رو با موفقیت تموم کنه بابایی رفت کارنامه ش رو دوشنبه گرفت و چند کارت امتیاز هم از طرف مدرسه بهش دادن این مدت طه جونم یه نفس راحت کشید واقعا خیلی زحمت کشید و از اینکه تونست شاگرد اول کلاس شه خیلی خوشحال بود و میگفت مدیرشون اومد سر کلاس اعلام کرد محمد طه شاگرد اول شده و اونروز با بابایی چت بازی میکردی و میشد به واضح خوشحالی تو وجودت دید خوشحالم از اینکه باعث خوش بودن حالمی دوستت دارم پسر ارشذ خونه بقول خودت شاه خونم...
ادامه مطلب